صنایع غذایی: پسته این طلای سبز ،کویر سال هاست که پرچمدار صادرات غیر نفتی ایران بوده است اما این صنعت ارزشمند در سال های اخیر با تلاطم های بسیاری دست و پنجه نرم کرده است به همین بهانه در شهرستان سیرجان گفت و گویی با حسین نجف آبادی، مدیر شرکت جهان پسته سیرجان داشتیم وی یکی از قدیمیترین و موثرترین فعالان صنعت فرآوری پسته است آنچه در ادامه میخوانید روایتی است از عشق به تولید تخصص فنی و البته درددل های صریح یک صادر کننده کهنه کار از موانع مدیریتی و سیاستهای ارزی که نفس صادرات را به شماره انداخته است.
داستان ورود شما به این صنعت از کجا آغاز شد؟
من و در یک خانواده اصیل کشاورزی به دنیا آمدم. پدرم سالیان سال از کشاورزان نمونه استان بود پس از فوت ایشان در سال ۱۳۷۳ تمام فعالیتهای دیگرم را رها کردم و تمام قد وارد بخش کشاورزی و صنعت وابسته به آن شدم در همان سالها بود که برای اولین بار ترمینال مکانیزه پسته را در سیرجان به صورت خدماتی بنا کردم.
سال ۱۳۷۳ نقطه عطفی بود؛ چرا که با بحران بزرگ «آفلاتوکسین» روبرو شدیم. دولت وقت تصمیم گرفت برای جمع آوری مکانیزه پسته چارهاندیشی کند متاسفانه با وجود نیت ،خیر مدیریت خوبی اعمال نشد.
به من قول دادند که در شعاع ۲۰ کیلومتری مجموعهام مجوز دیگری ندهند تا سرمایهگذاری توجیه داشته باشد اما متاسفانه در همان شعاع ۶۰ مجوز صادر کردند و این توسعه بیرویه و بدون برنامه آغاز مشکلات بود با این حال با تحقیق مداوم و همکاری با متخصصین توانستم بزرگترین واحد فرآوری پسته ایران را بسازم.
درباره مختصات فنی کارخانه و نوآوریهایی که در فرآوری داشتید توضیح بفرمایید.
این مجموعه در زمینی به مساحت ۱۰ هکتار و با ۱۵ هزار متر مربع سالن سرپوشیده در ۶ کیلومتری جنوب شرق سیرجان واقع شده است. کارخانه ما شامل ۶ بخش مجزا از جمله فرآوری پسته تر مغزکن و سورتینگ خندان کن مکانیکی (آب خندان)، و بخش برشته کاری (Roasting) بسته بندی و صادرات.
با توجه به اینکه جهت فرآوری پسته در دنیا دانش فنی وجود نداشت من واحد تحقیقاتی تشکیل دادم و دستگاههای مورد نیاز را ساخته و عیبگیری کردم و طرح نهایی آن را به شرکتهای سازنده جهت تولید انبوه دادم.
یکی از افتخارات من تغییر شیوه برشته کردن پسته بر اساس استانداردهای اروپاست در روشهای سنتی، پسته آنقدر حرارت میدید که روغن داخل مغز میسوخت؛ اگرچه خوشمزه میشد اما ارزش غذایی خود را از دست میداد و مضر میشد. من با تحقیقاتی که در سفرهای خارجی و برای نصب دستگاه در روسیه داشتم متوجه شدم که باید استانداردهای سلامت اروپا را رعایت کنیم ما فرآیندی را طراحی کردیم که پسته با دما و زمان مشخصی برشته شود که روغن مغز آن نسوزد و ارزش غذاییاش کاملاً حفظ شود. امروز ما پستهای سالم تولید میکنیم که هم طعم دارد و هم خواص آن برای مصرف کننده باقی میماند.
وضعیت اشتغال زایی در مجموعه چگونه است؟
ما زمانی در سه شیفت کاری فعالیت میکردیم و حدود ۴۰۰ نفر نیروی مستقیم و غیر مستقیم در این مجموعه نان می خوردند.
تا سالهای ۹۱ و ۹۲ اوضاع قابل قبول بود و ما بازارهای چین روسیه و اروپا را در دست داشتیم اما متاسفانه به دلیل ضعف مدیریت کلان در کشور و تصمیمات اشتباه پیاپی، آن ۴۰۰ نفر امروز به ۳۰ نفر رسیدهاند دردآورتر اینکه درآمد همین ۳۰ نفر هم دیگر از خود مجموعه تامین نمیشود و من مجبورم از سرمایههای شخصی و فروش املاک هزینه کنم تا چراغ اینجا روشن بماند.
به نظر میرسد دل پری از سیاستهای ارزی و صادراتی دارید. مشکل کجاست؟
مشکل اصلی اسم بی مسمای بازگشت ارز است مگر میشود کشاورز و صادر کننده ارز را برنگرداند؟ صادر کننده برای بقای چرخه تولیدش نیاز دارد پولش برگردد اما آنها آمدند و یک سیستم ناکارآمد ایجاد کردند؛ اسمش را گذاشتند سامانه نیما و دلار جهانگیری و غیره اختلاف قیمت ارز دولتی و بازار آزاد و فشار بر صادر کننده که باید ارز را به قیمت پایینتر به دولت بدهد و بخشنامههای پی در پی و بی مورد کمر تولید کننده را شکست آن مسئول در بانک مرکزی هیچگاه تصور نکردند که نباید دسترنج کشاورزی که با دستان پینه بسته در سرما و گرمای کویر کار کرده را بگیرند و تقدیم شرکتهای خصولتی و مافیا کنند.
تحریمهای آمریکا نتوانست ما را متوقف کند؛ ما بازارها را پس میگرفتیم اما خودتحریمی و مدیران نالایق داخلی ما را فلج کردند.
صادر کننده باسابقه را خانهنشین کردند و میدان را به دلالها و کارتهای بازرگانی یکبار مصرف دادند.
شما در اتاق بازرگانی هم فعال بودید آیا راهکاری برای بحران آب ارائه دادید؟
بله من چند سالی رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی کرمان بودم پیشنهاد دادند؛ که برای حفظ سفرههای آب زیرزمینی باید ۲۵ درصد از دبی آب چاهها کم شود تا بقای کشاورزی تضمین شود خود من پیشقدم شدم طرح دادم که پس از آنکه سیستمها را زیر سطحی کنیم سهم طبیعت سهم جانوران و پرندگان را بدهیم و مابقی را مدیریت کنیم.
اتاق فکر تشکیل نشد پیشنهاد دادم که برای حفظ مالکیت باغها سالانه آب زیادی مصرف میشود اما دریغ از یک اقدام عملی از سوی دولت نتیجه این بی توجهیها این شد که کشاورز برای حفظ مالکیت زمینش مجبور است آب را پای درختی بریزد که خشک شده یا محصول ندارد اندیشکده تدبیر و آب اتاق بازرگانی کرمان آماری که به دست آورد هدر رفت آب در امر مذکور را بیش از ۲۶ درصد اعلام نموده.
در بازدید از کارخانه متوجه شدیم تعدادی از کارکنان شما از افراد بهبودیافته از اعتیاد هستند!؟
بله من عبادت را جز خدمت به خلق و اشتغالزایی نمیبینم من در این مجموعه دهها فرد گرفتار اعتیاد را آوردم ترک دادم و به آنها کار دادم همین سولههای عظیمی که میبینید جوشکاری و ساختش به دست همین بچههایی انجام شد که روزی جامعه طردشان کرده بود.
با تمام این سختیها چه آرزویی در دل دارید؟
آرزوی من این است که دوباره چراغ این صنعت روشن شود و فرزندان و نوههای ما که نفرات اول دانشگاه هستند، نباید آرزویشان رفتن از این مملکت باشد. درد من این است که مهندس برق ما در اسنپ کار میکند اما یک کارگر غیرمجاز خارجی پروژههای فنی ما را میگیرد.
آرزو دارم رابطه صنعت و دانشگاه از حد شعار خارج شود. دلم میخواهد روزی برسد که دوباره با افتخار و بدون ترس از قوانین دست و پاگیر محصول ایران را صادر کنیم و جوانان تحصیل کرده ما در جایگاه واقعی خودشان برای آبادانی این خاک تلاش کنند.
من ماندهام و تلاش میکنم نه برای خودم بلکه به امید روزی که برای آیندگان روزنهای باز شود.






